واکنش یک بلوک میانی به شوک‌های غرب آسیا

 

در روزهای پایانی آوریل ۲۰۲۶، وزرای انرژی کشورهای عضو آسه‌آن در نشستی ویژه در مانیل گرد هم آمدند. خروجی این نشست یک بیانیه مشترک بود که در نگاه اول فنی و تخصصی به نظر می‌رسد: تأکید بر «امنیت عرضه انرژی»، «تنوع‌بخشی به منابع»، و «تکمیل توافقنامه چارچوب آسه‌آن در مورد امنیت نفت (APSA)». اما در دل این عبارات فنی، یک نگرانی راهبردی عمیق نهفته است؛ نگرانی که ریشه در تحولات دور از مرزهای جغرافیایی آسه‌آن دارد: بحران غرب آسیا.

 

۱. چرا آسه‌آن امروز نگران است؟

 

آسه‌آن یکی از وابسته‌ترین بلوک‌های منطقه‌ای به امنیت مسیرهای دریایی حمل انرژی است. بیش از 60%60\%60% نفت وارداتی چین، ژاپن، کره جنوبی و خود کشورهای آسه‌آن از طریق تنگه هرمز و سپس تنگه ملاکا عبور می‌کند. این وابستگی شدید به خطوط دریایی، همان چیزی است که استراتژیست‌ها به آن «معمای مالاکا» (Malacca Dilemma) می‌گویند؛ پاشنه آشیلی که با هر گونه اختلال در غرب آسیا – چه حمله به تأسیسات نفتی و چه تنش در تنگه‌های راهبردی – مستقیماً زنجیره تأمین انرژی این منطقه را با شوک مواجه می‌کند.

تجربه جنگ اوکراین نیز درس مهمی به آسه‌آن داد: اروپا با وجود اتحاد سیاسی و اقتصادی، در برابر قطع انرژی روسیه آسیب‌پذیر بود. آسه‌آن اما ابزارهای بسیار کمتری برای مدیریت چنین بحرانی دارد. به همین دلیل، بیانیه اخیر را باید اعلام هشدار زودهنگام یک بلوک آسیب‌پذیر تفسیر کرد، نه یک اقدام صرفاً تشریفاتی.

 

۲. راهبرد آسه‌آن: هجینگ انرژی

 

آسه‌آن نمی‌تواند – و نمی‌خواهد – میان آمریکا و چین یکی را انتخاب کند. به همین دلیل، راهبرد آن در برابر تهدید امنیت انرژی، نوعی «هجینگ» (Hedging) است: توزیع ریسک و شرط‌بندی روی چند گزینه همزمان.

در کوتاه‌مدت، آسه‌آن به دنبال افزایش ذخایر استراتژیک نفت و انعقاد توافق‌های دوجانبه با تولیدکنندگان نفت و گاز (روسیه، آذربایجان، آمریکا و حتی برخی کشورهای آفریقایی) است. این توافق‌ها لزوماً به معنای وابستگی سیاسی نیست، بلکه یک اقدام احتیاطی در برابر نوسانات بازار است.

نکته قابل تأمل اینجاست که برای چین و روسیه، این تنوع‌بخشیِ آسه‌آن شمشیر دو لبه است؛ از یک سو کاهش وابستگی منطقه به غرب مطلوب آن‌هاست، اما از سوی دیگر، تمایل آسه‌آن به حفظ تعادل و عدم وابستگی متقابل، مانع از نفوذ کامل پکن و مسکو در این حیاط خلوت استراتژیک می‌شود.

در میان‌مدت، تنوع‌بخشی به منابع انرژی در دستور کار قرار دارد. سرمایه‌گذاری در انرژی خورشیدی، بادی و به‌ویژه واردات گاز طبیعی مایع (LNG) می‌تواند وابستگی به نفت خاورمیانه را کاهش دهد، هرچند این فرایند زمان‌بر است.

در سطح نهادی، تکمیل و اجرای توافقنامه چارچوب آسه‌آن در مورد امنیت نفت (APSA) مهم‌ترین ابزار است. در واقع، آسه‌آن تلاش دارد مدلی شبیه آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) اما با مختصات بومی خود و به دور از سلطه غربی طراحی کند.

 

۳. آسه‌آن؛ بلوک میانی و نظم جدید

 

بیانیه اخیر آسه‌آن نه علیه غرب است، نه شرق. این بیانیه را نمی‌توان در چارچوب دوقطبی تقلیل‌گرایانه «جهان جنوب علیه غرب» تحلیل کرد. آسه‌آن به دنبال بازتعریف نظم از موضع «تهدید» نیست؛ بلکه می‌خواهد در نظم موجود، تاب‌آوری خود را افزایش دهد تا قربانی رقابت قدرت‌های بزرگ نشود.

این رویکرد، آسه‌آن را در زمره «بلوک‌های میانی» جای می‌دهد. در نظم جدید بین‌الملل، اگر قرار بر شکل‌گیری نظمی چندقطبی باشد، بلوک‌هایی مانند آسه‌آن می‌توانند قطب‌های خودگردان باشند، نه صرفاً دنباله‌روهای بی‌اراده‌ی بریکس یا غرب.

با این حال، یک تناقض استراتژیک وجود دارد: آسه‌آن برای تأمین امنیت انرژیِ فعلی خود به مسیرهای دریاییِ تحت حفاظت نظامی آمریکا نیاز دارد. تا زمانی که جایگزینی برای این چتر امنیتی وجود نداشته باشد، کفه ترازوی هجینگ آسه‌آن، ناگزیر به سمت معماری امنیتی واشنگتن سنگینی خواهد کرد.

 

۴. پیامد برای جهان جنوب و نظم بین‌الملل

 

موفقیت یا شکست آسه‌آن در ایجاد این تاب‌آوری، یک مطالعه موردی حیاتی برای سایر نقاط جهان جنوب است. اگر آسه‌آن بتواند بدون جانبداری استراتژیک، امنیت انرژی خود را تأمین کند، این الگو نشان می‌دهد که «جهان جنوب» یک بلوک ضدغربیِ یکپارچه نیست، بلکه شبکه‌ای از بلوک‌های خودگردان است که به صورت منعطف با نظم موجود تعامل می‌کنند.

اما اگر آسه‌آن در نخستین بحران عمده ناگزیر به پناه بردن به چتر امنیتی غرب شود، استراتژی هجینگ آن تضعیف شده و نظم غربی بازتولید می‌شود.

 

سؤال برای اندیشه:

 

آیا آسه‌آن می‌تواند الگویی برای یک «جهان جنوب خودگردان» ارائه دهد که نه تابع معماری امنیتی غرب باشد و نه تحت سیطره ژئواکونومیک شرق؟ یا وابستگی‌های زیرساختی، آن‌ها را در بزنگاه‌های بحران مجبور به انتخاب خواهد کرد؟