بندبازی روی دیوار چین؛ تحلیل ژئوپلیتیک اجلاس «شی-ترامپ» در سایه بحران خاورمیانه و جنگ تراشهها
اگر همهچیز طبق برنامه پیش برود، دونالد ترامپ پس از نزدیک به یک دهه، بار دیگر قدم در پکن خواهد گذاشت تا با شی جینپینگ، رهبر چین، دیدار کند. آخرین باری که یک رئیسجمهور آمریکا به چین سفر کرد، به سال ۲۰۱۷ و دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ بازمیگردد. در آن زمان، پکن برای او سنگ تمام گذاشت؛ از تور خصوصی در «شهر ممنوعه» (کاخ پهناور امپراتوران چین) تا تماشای اختصاصی اپرای سنتی پکن. چینیها آن سفر را یک «سفر دولتی-پلاس» نامیدند.
اما امروز، در فاصله این ۹ سال، جهان شاهد دو جنگ تجاری، یک پاندمی جهانی و تشدید نگرانیهای واشنگتن از فعالیتهای نظامی چین بوده است. رئیسجمهور بزرگترین ابرقدرت جهان، در حالی به دیدار بزرگترین رقیب جهانیاش میرود که اتمسفر حاکم کاملاً تغییر کرده است. این سفر که به دلیل درگیریهای نظامی آمریکا در خاورمیانه به تعویق افتاده و به تنها دو روز تقلیل یافته است، نمادی از محدودیتهای قدرت آمریکاست.
معمای آسیبپذیری و نمایش قدرت (Optics of Diplomacy)
سوزان مالونی، نایبرئیس موسسه بروکینگز، این لحظه را یک «نقطه عطف تاریخی» میداند: «اینکه رئیسجمهور آمریکا در زمانهای که به تازگی یکی از فاجعهبارترین ناکامیهای استراتژیک را تجربه کرده، به دیدار رقیب اصلی ما میرود، بسیار تاملبرانگیز است.» از دیدگاه آمریکاییها، این وضعیت، حس برتریجویی آنها را تغییر داده و معنای جدیدی به روابط دو کشور میبخشد.
ظواهر و تشریفات این اجلاس به شدت زیر ذرهبین خواهد بود. ترامپ که نسبت به دوره اول خود مواضع نرمتری در قبال چین دارد، همواره به نمایشهای دیپلماتیک علاقه نشان داده و از دوستی شخصی خود با «شی» سخن میگوید (رویکردی کاملاً متضاد با لحن تند او علیه متحدان سنتی آمریکا). در مقابل، پیشبینی میشود شی جینپینگ با الگوبرداری از نمایشهای قدرت نرم، همتای آمریکایی خود را با تشریفات مجلل تحویل بگیرد، اما در لایههای پنهان این تشریفات، نقاط ضعف ترامپ را برجسته کرده و قدرت خود را دیکته کند.
در این اجلاس ۴۸ ساعته، دو مردی که روی هم رفته کنترل بیش از 40%40\%40% از اقتصاد جهان را در دست دارند، رودرروی هم مینشینند. اما اختلافات عمیق—از تجارت گرفته تا روابط نظامی—که با بحران خاورمیانه تشدید شده، زیر پوست این لبخندهای دیپلماتیک زنده است. به گفته اساتید دانشگاه فودان، بیاعتمادی متقابل در بالاترین سطح خود قرار دارد.
دستور کار این اجلاس را میتوان در سه محور اصلی، یا به عبارتی «سه تی» (Trade, Tehran, Taiwan) خلاصه کرد:
۱. تجارت (Trade): صلح مسلح و دیپلماسی مدیران عامل
مسیر رسیدن به این اجلاس، اکتبر گذشته در بوسان پایهگذاری شد؛ جایی که دو کشور بر سر یک آتشبس موقت در جنگ تجاری به توافق رسیدند. در طول این جنگ، تعرفههای آمریکا روی کالاهای چینی در مقطعی به رقم بیسابقه 145% رسید. این تحریمهای غیررسمی، اقتصاد چین را که درگیر مشکلات ساختاری و تبعات پاندمی بود، تا مرز فلج شدن پیش برد. اما پکن دستبسته نماند و با محدود کردن صادرات «خاکهای کمیاب» (مواد حیاتی برای زنجیره تامین صنعتی و فناوری نظامی آمریکا) پاسخ داد؛ اقدامی که به سرعت باعث توقف خطوط تولید برخی کارخانهها در آمریکا شد.
این تقابل نشان داد که دوران دیکته کردن قدرت به پایان رسیده است. ترامپ که در آستانه انتخابات میاندورهای نوامبر به شدت نیازمند یک «پیروزی ملموس» است، ارتشی از مدیران عامل غولهای اقتصادی (مانند انویدیا، اپل، اکسون، بوئینگ و سیتیگروپ) را با خود به پکن میبرد.
بدهبستانهای روی میز:
- خواسته چین: تمدید آتشبس تجاری، حفظ دسترسی به تکنولوژی آمریکا و توقف کنترلهای صادراتی.
- پیشنهاد چین: سرمایهگذاری کلان در اقتصاد آمریکا. مهمترین برگ برنده، خرید احتمالی ۵۰۰ فروند جت بوئینگ (737 مکس و هواپیماهای پهنپیکر) است که اولین سفارش بزرگ چین از سال ۲۰۱۷ محسوب میشود. همچنین خرید سالانه ۲۵ میلیون تن دانه سویا برای سه سال و افزایش واردات گوشت، زغالسنگ، نفت و گاز از آمریکا روی میز است.
- برگ برنده ژئوپلیتیک (Wild Card): چین ممکن است یک توافق تجاری بلندمدت برای تضمین دسترسی آمریکا به زنجیره تامین «خاکهای کمیاب» پیشنهاد دهد؛ البته با این شرط حیاتی که این مواد در صنایع نظامی استفاده نشوند.
۲. تهران (Tehran): بحران انرژی و میانجیگری اجباری
وقوع درگیری نظامی در خاورمیانه و بسته شدن تنگه هرمز—آبراهی که یکپنجم (یا 20%) از نفت جهان از آن عبور میکند—دینامیک اجلاس را کاملاً دگرگون کرده است. این بحران، اقتصاد مبتنی بر صادرات چین و روابط ظریف این کشور در خلیج فارس را با تهدید جدی مواجه کرده است. مواضع متناقض ترامپ (از اعلام پایان جنگ تا تهدید به نابودی کامل) باعث ایجاد یک سرگیجه دیپلماتیک شده است.
در این میان، نقش چین به عنوان خریدار اصلی نفت ایران و یک قدرت میانجی، برجسته شده است. مقامات آمریکایی، از جمله وزیر خزانهداری آمریکا، آشکارا از چین خواستهاند که در عرصه دیپلماسی «گام به جلو» بردارد و عملاً برای حل بحرانی که خود واشنگتن آغازگر آن بوده، کمک بخواهد.
محدودیتهای قدرت پکن در خاورمیانه:
با وجود نفوذ اقتصادی، روابط چین با ایران بسیار ظریف است. تحلیلگران معتقدند این تصور که چین میتواند به ایران دستور بدهد، یک خطای محاسباتی است. پکن بحران کنونی را دستپخت خود آمریکا میداند و اگرچه از رکود اقتصاد جهانی (که به صادرات چین ضربه میزند) بیمناک است، اما این بحران را دور از مرزهای خود میبیند. خاطره سفر سال ۲۰۱۶ «شی» به تهران و حواشی تشریفاتی آن دیدار، نشان میدهد که پکن به خوبی میداند خاورمیانه جای سادهای برای دیکته کردن سیاستها نیست.
۳. تایوان (Taiwan): سپر نیمهرساناها و تغییر ادبیات سیاسی
برای شی جینپینگ، هیچ مسئلهای مهمتر از تایوان (جزیره ۲۳ میلیونی خودگردان) و حوزه نفوذ چین نیست. وزیر خارجه چین این مسئله را «بزرگترین ریسک» در روابط دو کشور میداند.
در حالی که بازهای جنگطلب واشنگتن سالهاست بر طبل تقابل نظامی در ایندو-پاسيفیک میکوبند، ترامپ رویکردی کاملاً متفاوت و تا حدودی معاملهگرایانه پیش گرفته است. او تایوان را بیشتر یک «رقیب اقتصادی» (به ویژه در صنعت نیمهرساناها) میبیند تا یک «متحد دموکراتیک». تعلیق بسته تسلیحاتی \11$ میلیارد دلاری آمریکا برای تایوان پیش از این اجلاس، سیگنال بسیار قدرتمندی به پکن است.
نگرانی بزرگ متحدان آمریکا:
چین احتمالاً فشار خواهد آورد تا آمریکا ادبیات رسمی خود را تغییر دهد؛ مثلاً از عبارت «از استقلال تایوان حمایت نمیکنیم» به «با استقلال تایوان مخالفیم» چرخش کند. نگرانی بزرگ متحدان آمریکا این است که ترامپ، برای رسیدن به یک توافق بزرگ اقتصادی، به طور ضمنی یا صریح، حقوق و منافع چین بر تایوان را به رسمیت بشناسد و یا فروش سلاح به این جزیره را محدود کند.
جبهههای نوین نبرد: هوش مصنوعی و بحران فنتانیل
علاوه بر سه محور اصلی، موضوعات دیگری نیز روی میز است. همکاری برای مقابله با ورود مواد مخدر صنعتی (فنتانیل) به آمریکا و بحث حقوق بشر از موضوعات فرعی هستند. اما مهمتر از همه، مسابقه تسلیحاتی هوش مصنوعی (AI) است. ترس از اینکه دو کشور «سرعت» را فدای «ایمنی» کنند، به شدت بالاست. شی جینپینگ ممکن است از این اجلاس به عنوان فرصتی برای نشان دادن رهبری مشترک دو ابرقدرت در تدوین استانداردهای جهانی هوش مصنوعی استفاده کند و آن را یک «پیروزی دوجانبه» جلوه دهد.
نتیجهگیری: پارادوکس یک اجلاس موفق
ترامپ در حالی وارد پکن میشود که با محبوبیت داخلی فاجعهبار (مخالفت 62%) و گرفتار شدن در باتلاق خاورمیانه، در موضع ضعف مطلق قرار دارد. در اینجا یک پارادوکس بزرگ و خطرناک برای سیاست خارجی آمریکا شکل میگیرد: هرچه این دیدار موفقتر و دوستانهتر به نظر برسد، ناظران بینالمللی بیشتر نگران خواهند شد.
همانطور که کارشناسان سابق سیا هشدار میدهند، یک اجلاس بسیار مثبت به این معناست که ترامپ در ازای دستاوردهای کوتاهمدت اقتصادی، امتیازات ژئوپلیتیک سنگینی (احتمالاً در مورد تایوان یا تکنولوژی) به چین داده است. اگر پکن از نتیجه این دیدار راضی باشد، قطعاً زنگ خطری برای هژمونی جهانی ایالات متحده و متحدانش به صدا درآمده است. جهان نظارهگر بندبازی خطرناک ترامپ روی دیوار چین است.