تکرار شکست؛ از خلیج خوکها تا رضا پهلوی
21 اردیبهشت · ·
چرا حمایت از رضا پهلوی؟ ورقگردانی یک الگوی تاریخیِ شکستخورده
مقدمه: از ریزش ۱.۵ میلیونی تا یک پرسش کلیدی
چند روز پیش خبری در فضای مجازی پیچید: صفحات وابسته به رضا پهلوی، طی یک بازه زمانی کوتاه، بیش از ۱.۵ میلیون دنبالکننده از دست دادند. این رقم نه یک اشتباه فنی، بلکه نشانهای از فروپاشی یک «محبوبیت مصنوعی» بود. اما این پدیده، صرفاً یک حاشیه رسانهای نیست؛ بلکه پنجرهای است به عمق یک الگوی تاریخی: تلاش قدرتهای بزرگ برای «علم کردن» یک چهره تبعیدی به عنوان رهبر اپوزیسیون. پرسش اصلی این است: آمریکا و اسرائیل چرا طی سالهای اخیر رضا پهلوی را پررنگ کردند؟ و نمونههای مشابه در تاریخ چه سرنوشتی داشتند؟
۱. آستروترفینگ: وقتی حمایت خارجی، «جنبش مردمی» جعل میکند
برای درک درست ماجرا، اول باید با مفهومی به نام «آستروترفینگ» (Astroturfing) آشنا شویم. این واژه در علوم سیاسی و ارتباطات به وضعیتی اطلاق میشود که یک دولت خارجی یا نهاد قدرتمند، با انبوهی از رباتها، اکانتهای جعلی و بودجههای تبلیغاتی، ظاهری از یک «جنبش خودجوش مردمی» میسازد. هدف، القای این توهم است که یک فرد یا جریان، پایگاه اجتماعی عظیمی در داخل کشور هدف دارد.
حمایت غرب از چهرههای تبعیدی، دیگر فقط محدود به پول و شبکههای تلویزیونی نیست؛ امروز این حمایت وارد فاز تولید پایگاه اجتماعی مصنوعی در شبکههای اجتماعی شده است. ریزش ۱.۵ میلیونی صفحات رضا پهلوی دقیقاً همان لحظهای است که الگوریتمهای واقعی، اکانتهای فیک را شناسایی و حذف میکنند و برهنگی پروژه «آستروترفینگ» آشکار میشود.
۲. انگیزه آمریکا و اسرائیل: جستجوی «مرد آینده» در انبار تاریخ
پس از اعتراضات ۱۴۰۱، آمریکا و بهویژه اسرائیل به دنبال یک چهره جایگزین برای «مدیریت گذار» در ایران گشتند. رضا پهلوی سه امتیاز ویژه داشت:
- حافظه تاریخی نامزد: نام خانوادگی او برای طیفی از مردم آشناست (هرچند مثبت یا منفی).
- وفاداری تضمینشده به غرب: وعده صریح به عادیسازی کامل روابط با اسرائیل و بازگشت به مدار سرمایهداری وابسته.
- ارزانی نسبی گزینه نظامی: یک رهبر تبعیدی، هزینهاش از یک جنگ تمامعیار کمتر است.
اما آنچه غرب نادیده گرفت، تفاوت بنیادین میان «محبوبیت در اتاقهای فکر واشنگتن» با «مشروعیت در خیابانهای تهران» بود.
۳. پنج نمونه تاریخی هشداردهنده
الف) سینگمان ری (کره جنوبی)؛ رئیسجمهوری که آمریکا با هواپیما نشاند
سینگمان ری، رهبر تبعیدی کره، دههها در آمریکا زندگی کرد. پس از جنگ جهانی دوم، آمریکا او را با هواپیمای نظامی به سئول برد و بدون آنکه پایگاه اجتماعی قابلتوجهی در داخل داشته باشد، به عنوان نخستین رئیسجمهور کره جنوبی منصوب کرد. نتیجه چه شد؟ حکومت او به سرعت به یک دیکتاتوری فاسد تبدیل شد و در نهایت، قیام عظیم دانشجویی و مردمی ۱۹۶۰ (انقلاب آوریل) او را مجبور به استعفا و فرار دوباره به تبعید در هاوایی کرد.
درس: حتی اگر قدرت خارجی شما را بر صندلی قدرت بنشاند، نبود مشروعیت ریشه دار داخلی، دوباره به تبعیدتان بازمیگرداند.
ب) نگو دین دیم (ویتنام جنوبی)؛ متحدی که از دستش فراری شدند
نگو دین دیم، یک کاتولیک ضدکمونیست بود که پس از سالها زندگی در تبعیدگاههایی مانند بوستون و پاریس، در اواسط دهه ۱۹۵۰ با حمایت کامل آمریکا به عنوان رئیسجمهور ویتنام جنوبی منصوب شد. واشنگتن تصور میکرد او سدی محکم در برابر کمونیسم خواهد بود. اما دیم به سرعت به یک حاکم خودکامه، فاسد و وابسته به خانواده تبدیل شد. محبوبیت صفر در میان اکثریت مردم بودایی و سرکوب گسترده مخالفان، آمریکا را مجبور کرد در نهایت با یک کودتا علیه او موافقت کند. در نوامبر ۱۹۶۳، دیم سرنگون و همراه با برادرش ترور شد.
درس: حمایت بیقیدوشرط خارجی، گاهی متحد شما را چنان از واقعیتهای داخلی دور میکند که مجبور میشوید خودتان او را از سر راه بردارید.
ج) احمد چلبی (عراق)؛ بانکدار، پول و اطلاعات جعلی
احمد چلبی، یک بانکدار عراقی که از ۱۹۵۸ تا ۲۰۰۳ در تبعید به سر میبرد، با لابیگری گسترده در میان نومحافظهکاران آمریکایی موفق شد توجه واشنگتن را جلب کند. او مؤسس «کنگره ملی عراق» شد و اطلاعات جعلی درباره سلاحهای کشتار جمعی صدام را در اختیار سیا قرار داد، همان اطلاعاتی که بهانه حمله ۲۰۰۳ شد. پس از سقوط صدام، چلبی برای مدتی معاون نخستوزیر شد، اما هرگز نتوانست پایگاه مردمی پیدا کند. او به زودی به اختلاس میلیونها دلار متهم شد، خانهاش مورد بازرسی قرار گرفت و به حاشیه رانده شد.
درس: یک «مهمان سیاسی» که تمام اعتبارش را مدیون اطلاعات جعلی و لابی در خارج است، به محض مواجهه با واقعیت داخلی، فرو میریزد.
د) عملیات خلیج خوکها (۱۹۶۱)؛ تبعیدیهای مسلحی که مردم به آنها نپیوستند
سیا با این توهم که مردم کوبا به محض دیدن تبعیدیهای مسلح قیام خواهند کرد، گروهی از کوباییهای ضدکاسترو را برای حمله به خلیج خوکها تجهیز کرد. اما هیچ قیام مردمی در کار نبود. نیروهای مهاجم ظرف چند روز دستگیر یا کشته شدند و آمریکا با یک آبروریزی تاریخی بزرگ مواجه شد.
درس: خطای محاسباتی «مردم با ما خواهند شد» همچنان پُرتکرارترین اشتباه سیاست خارجی مداخلهگرایانه است.
هـ) خوان گوایدو (ونزوئلا)؛ از «رئیسجمهور موقت» تا فرار به تبعید
بین سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۲، آمریکا و بیش از ۵۰ کشور، گوایدو را به عنوان رئیسجمهور موقت ونزوئلا به رسمیت شناختند. او میلیونها دلار بودجه و پوشش رسانهای بینظیر داشت. اما پس از چهار سال، با تضعیف حمایت داخلی، تفرقه در میان مخالفان و عدم تحقق هیچ وعدهای، گوایدو از سمت خود اخراج و به تبعید (کلمبیا و سپس آمریکا) فرار کرد.
درس: پول و رسانه بدون پایگاه خیابانی، کاخی نمیسازد.
۴. چرا این الگو تقریباً همیشه شکست میخورد؟
بر اساس انبوه شواهد تاریخی، «نصب یک رهبر تبعیدی توسط قدرتهای خارجی» با موانع ساختاری زیر روبهروست:
- بحران مشروعیت: رهبری که توسط اسرائیل یا سیا منصوب میشود، نزد افکار عمومی داخل، «مزدور» محسوب میشود، نه «نجاتبخش».
- ضعف پایگاه واقعی: احزاب و نیروهای معترض داخل ایران خود را ذیل یک ولیعهد تبعیدی تعریف نمیکنند. حتی بسیاری از چهرههای اپوزیسیون در تبعید نیز از رفتارهای رضا پهلوی ابراز نارضایتی کردهاند.
- تناقض ذاتی: ادعای «جمهوری و دموکراسی» از سوی کسی که مشروعیت خود را از «حق موروثی سلطنت» میگیرد، برای نسل جوان ایران نه «آینده» که «عقبماندگی تاریخی» را تداعی میکند.
- آزمون قبلاً انجام شده: پدرش با تمام قدرت ساواک و حمایت کامل آمریکا نتوانست سلطنت را حفظ کند. پسر با چه ابزاری میخواهد آن را احیا کند؟
جمع بندی:
در نهایت، همانطور که الگوریتمهای یک شبکه اجتماعی با یک آپدیت ساده میتوانند ۱.۵ میلیون حامیِ پوشالی را در یک شب دود کنند و واقعیت را نشان دهند، در دنیای واقعی سیاست نیز، حمایتهای مصنوعی خارجی، بودجههای رسانهای و پروژههای دولتسازی در تبعید، در برخورد با صخره سخت «واقعیتهای اجتماعی و مشروعیت داخلی» به همان سرعتِ اکانتهای ربات، فرو میریزند. تاریخ نشان داده است که هیچ هواپیمای نظامی، هیچ بودجه تبلیغاتی و هیچ عملیات آستروترفینگی نمیتواند جای «پایگاه مردمی ارگانیک» را بگیرد. و تا زمانی که این درس تاریخی نادیده گرفته شود، پروژه «علم کردن رهبران تبعیدی» روایتی تکراری و شکستخورده خواهد بود.