چرا تجزیه طلبی در ایران جواب نمی دهد؟

 

تجزیه‌طلبی، این سلاح کهنه‌ی غرب، یکی از بحث‌برانگیزترین و در عین حال پرماجراترین پدیده‌های سیاسی در جهان معاصر است. از خاورمیانه گرفته تا اروپا و آفریقا، کاربست این سیاست همواره دردسرها و خونریزی‌های بی‌شماری به بار آورده.ما در این نوشتار، به واکاوی این مفهوم می‌پردازیم و از لابه‌لای تاریخ معاصر ایران، این پرسش اساسی را دنبال می‌کنیم که چرا این طرح‌ها و نقشه‌ها در جغرافیای ایران نه تنها به سرانجام نرسیدند، بلکه هربار به ضرر طراحانش تمام شد؟ همراه ما باشید تا این سفر روشنگرانه را آغاز کنیم.

 

 ۱. تجزیه‌طلبی چیست و چه اهدافی دارد؟
 

تجزیه‌طلبی (Secession) در معنای سیاسی آن، به تلاش برای بیرون کشیدن یک سرزمین و جمعیت آن از پیکره یک دولت مستقل و تشکیل یک دولت جدید یا پیوستن به دولت دیگر گفته می‌شود. این خواسته می‌تواند ریشه‌های قومی، مذهبی، اقتصادی، تاریخی یا ترکیبی از آنها داشته باشد.

اما آیا تمام جنبش‌های جدایی‌طلب یک وجه مشترک دارند؟ بله. آنها در پی کسب استقلال سیاسی و اغلباً با توسل به زور، خواهان جدایی از دولت مرکزی هستند. غرب در طول تاریخ، از این ابزار هوشمندانه برای تضعیف دولت‌های رقیب، تجزیه امپراتوری‌ها و نفوذ در مناطق استراتژیک استفاده کرده است. روش غرب در این زمینه معمولاً به این صورت است: ایجاد اختلافات قومی، تقویت گروه‌های تجزیه‌طلب، حمایت مالی و رسانه‌ای از آنها و در نهایت، به رسمیت شناختن دولت‌های جدید.

 

 ۲. تاریخچه تجزیه‌طلبی در جهان: چند نمونه
 

  • امپراتوری عثمانی: پس از جنگ جهانی اول، قدرت‌های غربی با دامن زدن به جنبش‌های ملی گرایانه، امپراتوری عثمانی را تجزیه کرده و کشورهای جدیدی مانند عراق، سوریه، لبنان و اردن را بر اساس منافع خود ایجاد کردند.
  • یوگسلاوی سابق: فروپاشی شوروی، فرصتی طلایی برای غرب بود تا با پشتیبانی از جنبش‌های جدایی‌طلب، این کشور را به چندین کشور کوچک تر تقسیم کرده و نفوذ روسیه را در بالکان کاهش دهد. بوسنی، کرواسی، صربستان و... حاصل این تجزیه هستند.
  • اتحاد جماهیر شوروی: فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را می‌توان نتیجه سال‌ها تلاش پنهان غرب برای تضعیف این ابرقدرت با استفاده از تنش‌های قومی و منطقه‌ای دانست. این تجزیه‌طلبی‌ها از اواخر دهه ۸۰ میلادی آغاز شد و نهایتاً به تشکیل ۱۵ کشور مستقل انجامید.
  • لیبی و سودان: تجزیه‌های نزدیک و خونین : در دو دهه اخیر، غرب طرح تجزیه را در لیبی و سودان نیز عملی کرد. لیبی با مداخله نظامی ناتو در ۲۰۱۱ از هم پاشید و تبدیل به میدان جنگ قبایل و گروه‌های تروریستی شد؛ کشوری که امروز دو دولت موازی و صدها شبه‌نظامی دارد. سودان نیز در ۲۰۱۱ با تشویق آمریکا و انگلیس، جنوب خود را از دست داد و جنوب سودان مستقل شد. اما نتیجه، فاجعه‌ای انسانی بود: ۴۰۰ هزار کشته، میلیون‌ها آواره و جنگی تمام‌عیار بر سر منابع نفتی. هر دو تجربه ثابت کردند که «تجزیه» نه آزادی‌بخش، که کلید ورود به هرج‌ومرج، فقر و وابستگی ابدی است.

در تمام این موارد، نقش غرب و به خصوص ایالات متحده و انگلیس در طراحی و اجرای نقشه‌های تجزیه‌طلبانه، بر کسی پوشیده نیست.

 

 ۳. ایران قبل از ۱۳۵۷؛ از جدایی‌های تلخ تا خیزش ملی
 

ایران در ۲۰۰ سال گذشته با یک سلسله جدایی‌های تلخ مواجه بوده است؛ جدایی‌هایی که عمدتاً حاصل فشارهای خارجی و عهدنامه‌های تحمیلی غرب و روسیه تزاری بوده است. به عنوان مثال، عهدنامه گلستان (۱۸۱۳) و ترکمنچای (۱۸۲۸) بخش‌های وسیعی از سرزمین‌های ایران در قفقاز، شامل گرجستان، داغستان، ارمنستان و آذربایجان را از ایران جدا کردند.

اما در مقابل این تجزیه‌های اجباری، جنبش‌های وحدت‌گرایانه نیز شکل می‌گرفت. برای مثال، «قیام کلنل محمدتقی‌خان پسیان» در خراسان (۱۹۲۱) با هدف حفظ تمامیت ارضی و مقابله با نفوذ بیگانگان شکل گرفت. این حرکات نشان می‌دهد که در بحرانی‌ترین شرایط تاریخی نیز عزم ملی برای حفظ یکپارچگی کشور وجود داشته است.

همچنین، اشاره به قرارداد ۱۹۱۹ و مقاومت مردم در برابر آن می‌تواند گویای روحیه استقلال‌طلبی ایرانیان در برابر توطئه‌های تجزیه‌طلبانه باشد.

علاوه بر این جدایی‌های تلخ، یکی دیگر از مصادیق بارز «تجزیه از بیرون» به سال‌های ۱۳۴۹-۱۳۵۰ برمی‌گردد؛ جایی که بریتانیا و آمریکا با برگزاری یک همه‌پرسی غیرواقعی و تحت نظارت خود، بحرین را از ایران جدا کردند. در اینجا برخلاف نمونه‌های کلاسیک تجزیه‌طلبی، هیچ جنبش داخلی خودجوشی برای جدایی وجود نداشت و بسیاری از مردم بحرین خود را ایرانی می‌دانستند. این تجربه نشان داد که قدرت‌های بزرگ گاهی بدون درخواست مردمی و صرفاً برای تأمین منافع ژئوپلیتیک خود، دست به «تقسیم سرزمین‌ها» می‌زنند. اما همین تلخی باعث شد که پس از انقلاب اسلامی، ایران هر گونه حرکت تجزیه‌طلبانه را به عنوان «تهدید وجودی» تلقی کرده و با قاطعیت تمام در برابر آن بایستد؛ درسی که از بحرین تا امروز فراموش نشده است.

 

 ۴. ایران بعد از ۱۳۵۷؛ طوفان‌های تجزیه‌طلب
 

پس از انقلاب اسلامی، غرب و به ویژه ایالات متحده، تمام تلاش خود را برای تجزیه ایران به کار بست. تنها یک روز پس از پیروزی انقلاب، در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، اولین گروه تجزیه طلب در ترکمن صحرا، با حمله به شهربانی گنبد، پایگاه‌های نظامی را خلع سلاح کردند. این حرکت سرآغاز مجموعه‌ای از اقدامات تجزیه‌طلبانه در نواحی کردنشین، خوزستان (جبهه آزادی‌بخش عربستان)، سیستان و بلوچستان و آذربایجان شد که هر کدام توسط قدرت‌های غربی و رژیم صهیونیستی حمایت مالی و تسلیحاتی می‌شدند.

در پس‌پرده تمامی تلاش‌های تجزیه‌طلبانه در ایران، یک هدف راهبردی مشخص نهفته است: تضعیف و نهایتاً فروپاشی ایران به عنوان یک قدرت یکپارچه و تأثیرگذار در غرب آسیا. آمریکا و رژیم صهیونیستی به خوبی می‌دانند که ایرانِ واحد، با اتکا به موقعیت ژئوپلیتیک، منابع انرژی، عمق تاریخی و قدرت نظامی‌اش، بزرگ‌ترین مانع در برابر طرح‌های آن‌ها برای بازسازی نظم منطقه‌ای به نفع خود است. تجزیه ایران به چندین کشور کوچک‌تر، این مزیت‌ها را یک‌جا از بین می‌برد: دسترسی به آب‌های آزاد محدود می‌شود، قدرت بازدارندگی نظامی تضعیف می‌گردد، محور مقاومت از هم می‌پاشد، و رژیم صهیونیستی دیگر با یک «تهدید هماهنگ» در مرزهای شمالی، شرقی و جنوبی خود مواجه نخواهد بود. افزون بر این، غرب سال‌هاست از ابزار «تجزیه» برای کنترل کشورهای رقیب استفاده می‌کند؛ همان نقشی که در فروپاشی شوروی، یوگسلاوی و حتی جدایی سودان ایفا کرد. اما تفاوت بزرگ ایران در این معادله، «هویت تاریخی-فرهنگی یکپارچه» و «اراده مردمیِ مستحکم» است که تا امروز تمام این معادلات را نقش بر آب کرده است. به عبارت روشن‌تر، هدف غرب از تجزیه‌طلبی، ساختن «خاورمیانه‌ای قابل نفوذ و بی‌ثبات» بر ویرانه‌های ایران متحد است؛ رویایی که هر بار در برابر غیرت ملی ایرانیان شکست خورده است.

اما مهم‌ترین دستاورد این دوران، سرکوب قاطعانه این جنبش‌ها توسط دولت مرکزی بود. همزمانی این تلاش‌ها با جنگ تحمیلی عراق علیه ایران (و حمایت کشورهای عربی از گروه‌های تجزیه‌طلب) که خود نشانه دیگری از اجماع جهانی علیه ایران بود، نتوانست عزم ملی برای حفظ تمامیت ارضی را سست کند.

 

 ۵. چرا تجزیه‌طلبی در ایران شکست خورده است؟
 

سوال کلیدی این است که با وجود این همه تلاش و حمایت‌های گسترده خارجی، چرا تجزیه‌طلبی در ایران هرگز به نتیجه نرسیده است؟ پاسخ در یک کلام «عوامل بازدارنده هویتی و ساختاری» نهفته است.

  • الف) عمق هویت تاریخی ایرانی:
    آیا هیچ کدام از اقوام ایران، «هویت ایرانی» را فراموش کرده‌اند؟ همانطور که به عقیده صاحب نظران: «آنچه امروز به عنوان تاریخ ایران گفته میشود تمامی مردمان ساکن جغرافیای سیاسی کنونی ایران و فراتر از آن را در بر میگیرد.» یعنی هیچ کدام از اقوام یا ملل یا هرچه که بخواهید نام بنهید نمیتواند خود را مالک تاریخ ایران بداند بلکه تمامی مردمان این منطقه ایرانی و بخشی از تاریخ ایران و مالک آن تاریخ هستند». این حس ریشه دار تعلق، بزرگترین مانع در برابر هر طرح تجزیه‌طلبانه است.
  • ب) تمرکزگرایی و مبارزه با تبعیض:
    دولت مرکزی در ایران همواره بر کنترل قاطع بر امنیت داخلی تأکید داشته است. هر چند ممکن است گاهی اعتراض‌هایی نسبت به تبعیض و محرومیت برخی مناطق مطرح شود، اما اراده سیاسی برای سرکوب فوری و قاطع هر گونه حرکت تجزیه‌طلبانه، یکی از مهم‌ترین عوامل بازدارنده محسوب می‌شود. به عبارت دیگر، هزینه تجزیه‌طلبی برای عوامل داخلی و خارجی آن‌قدر بالاست که امکان موفقیت را از آنها سلب می‌کند.
  • ج) هوشیاری و عاملیت مردمی:
    مردم ایران، صرف نظر از گرایش‌های سیاسی، وابستگی عمیقی به تمامیت ارضی کشور دارند. این حس میهن‌پرستی و آگاهی تاریخی باعث می‌شود تا هر جنبش تجزیه‌طلبی با مخالفت شدید و گسترده مردم روبرو شود. به عنوان مثال، در جریان اغتشاشات اخیر، بسیاری از گروه‌های تجزیه‌طلب خارج از کشور با استقبال سرد و حتی خصمانه مردم روبرو شدند که این نیز بیانگر شکست پروژه‌های تجزیه‌طلبانه در لایه‌های اجتماعی است.

 

جمع‌بندی؛ ایرانِ همیشه پابرجا

تاریخ ایران، سرشار از درس‌های عبرت‌آموز در برابر توطئه‌های تجزیه‌طلبانه است. غرب و متحدانش هر بار با ابزارهای جدید به میدان آمده‌اند، اما هر بار نیز با دیواری به نام «ایران یکپارچه» مواجه شده‌اند.

آیا عوامل بازدارنده‌ای که برشمردیم، در بلندمدت نیز پایدار خواهند ماند؟ تجربه تاریخی نشان می‌دهد که هرچه دشمنی با ایران بیشتر می‌شود، وحدت ملی نیز مستحکم‌تر می‌گردد. در نتیجه، تجزیه ایران صرفاً یک رؤیای شیرین (و ترش) در دفترهای طرح‌ریزی غرب باقی خواهد ماند. ایرانی‌ها به خوبی می‌دانند که قطعه قطعه شدن کشور، تنها به قیمت نابودی همه دستاوردهایشان تمام خواهد شد.
 

سوال برای اندیشه:


به نظر شما، کدام یک از عوامل بازدارنده (هویت تاریخی، قدرت نظامی، یا اراده عمومی) در شرایط فعلی بیش از همه مانع از تحقق نقشه‌های تجزیه‌طلبانه می‌شود؟ دیدگاه خود را در بخش نظرات با ما و دیگر خوانندگان «چهارراه» به اشتراک بگذارید.