از هیچکس تا همهجا؛ قمار بزرگ امارات روی طناب لرزان هجینگ
16 اردیبهشت · · در روزهایی که خاورمیانه به کانون لرزان امنیت جهانی تبدیل شده، کمتر بازیگری به اندازه امارات متحده عربی در تیررس تحلیلگران قرار دارد. سرزمینی که روزگاری تنها یک اتحادیه فدرال کوچک در حاشیه خلیج فارس بود، امروز در هر میز مذاکرهای یک صندلی رزرو شده دارد؛ هم با مقامات تلآویو رزمایش مشترک میگذارد، هم فرش قرمز برای لاوروف پهن میکند، هم شریک تجاری شماره یک چین است و هم خریدار تسلیحات فوقپیشرفته آمریکا.
اما این «همهجا حضوری» یک بازی ساده یا صرفاً ثروتاندوزی نیست. این یک استراتژی به شدت حسابشده، پرهزینه و روی لبه تیغ است که در ادبیات سیاسی به آن «هجینگ» (Hedging) میگویند.
۱. هجینگ؛ هنر راه رفتن روی طنابهای متقاطع
«هجینگ» در لغت به معنای حصار کشیدن برای دفع خطر است. در علوم مالی، به معنای شرطبندی روی چندین گزینه متضاد برای کاهش ریسک است. اما در روابط بینالملل، هجینگ استراتژی بقای «قدرتهای میانی» است.
وقتی نظم جهانی در حال گذار است و مشخص نیست فردا قدرت در دست واشنگتن است یا پکن، یک بازیگر هجینگر تمام تخممرغهایش را در یک سبد نمیگذارد. او نه به طور کامل با یک ابرقدرت همپیمان میشود و نه قاطعانه در برابر دیگری میایستد. امارات امروز، استاد بلامنازع این بازی است و یک چندضلعی استراتژیک ساخته است:
- 🇺🇸 ستون امنیتی: ائتلاف نظامی با آمریکا و اسرائیل.
- 🇨🇳 موتور اقتصادی: ادغام در زنجیره تامین و تکنولوژی چین.
- 🇷🇺 کارت دیپلماتیک: حفظ توازن با روسیه.
- 🇪🇺 تکنولوژی و انرژی سبز: شراکت هوشمندانه با اتحادیه اروپا.
۲. از بایکوت تا گنبد آهنین؛ دگردیسی رابطه امارات و اسرائیل
برای درک عمق شراکت نظامی ابوظبی و تلآویو در سال ۲۰۲۶، باید مسیر حیرتانگیز این رابطه را مرور کنیم:
- عصر انزوا (دهههای متمادی): امارات، مانند قاطبه جهان عرب، متعهد به آرمان فلسطین بود و هیچ رابطه رسمی با اسرائیل نداشت.
- شکستن تابو (۲۰۲۰): با امضای «پیمان ابراهیم»، امارات سد را شکست. این توافق در ابتدا با روکش اقتصادی، فناوری و گردشگری به افکار عمومی فروخته شد.
- ائتلاف عملیاتی (۲۰۲۳ تا ۲۰۲۶): با آغاز جنگ غزه و سپس تشدید تنشهای مستقیم در منطقه، این رابطه از یک «صلح سرد» به یک «ائتلاف نظامی گرم» تبدیل شد. در پاییز ۲۰۲۵، جنگندههای اسرائیلی در آسمان امارات رزمایش دادند. در فوریه ۲۰۲۶، گزارشها از باز شدن حریم هوایی امارات به روی ائتلاف غربی-عبری خبر دادند. اما نقطه عطف، آوریل ۲۰۲۶ بود؛ زمانی که اسرائیل برای اولین بار در تاریخ، سامانه پدافندی «گنبد آهنین» و اپراتورهایش را برای حفاظت از زیرساختهای ابوظبی در خاک امارات مستقر کرد. این یعنی عبور از تمام خطوط قرمز سنتی جهان عرب.
۳. شریانهای قدرت؛ امارات در میانه نبرد ابرقدرتها
امارات برای اجرای هجینگ، نیازمند بازی همزمان با تمام کارتهاست:
الف) ایالات متحده؛ بحران اعتماد و چتر امنیتی
آمریکا همچنان ضامن نهایی امنیت امارات است. فروش بستههای تسلیحاتی عظیم (مانند قرارداد چندده میلیارد دلاری سامانه تاد در آوریل ۲۰۲۶) نشانه این وابستگی است. اما امارات دیگر اعتماد چشمبستهای به واشنگتن ندارد. درخواست اخیر ابوظبی برای «خط مبادله ارزی» با آمریکا به دلیل تهدیدات تنگه هرمز، یک پیام روشن داشت: اگر دلار نتواند امنیت ما را تضمین کند، ما به سمت یوآن خواهیم رفت.
ب) چین؛ اژدهای تجاری در خلیج فارس
در حالی که امارات سپر دفاعی خود را به غرب سپرده، اقتصادش را به شرق گره زده است. در سال ۲۰۲۵، تجارت غیرنفتی دو کشور از مرز 111.5111.5111.5 میلیارد دلار گذشت. توافقنامههای راهبردی اردیبهشت ۱۴۰۵ (می ۲۰۲۶) در حوزه فناوری و بانکی، نشان میدهد امارات میخواهد هاب اصلی طرح «کمربند و جاده» چین در خاورمیانه باشد.
ج) روسیه و اتحادیه اروپا؛ بازی با دو سر طیف
از یک سو، ابوظبی به یکی از مسیرهای اصلی دور زدن تحریمها برای الیگارشهای روس و میزبان مذاکرات پنهان کرملین تبدیل شده است. از سوی دیگر، خود را به عنوان شریک حیاتی اتحادیه اروپا در تامین انرژیهای جایگزین و تکنولوژیهای سبز معرفی میکند. اروپا با وجود نگرانی از روابط امارات و روسیه، به سرمایههای ابوظبی برای رهایی از بحران انرژی نیاز مبرم دارد.
۴. زلزله در نهادهای سنتی؛ خروج از سایه برادر بزرگتر
هجینگ امارات تنها در سطح جهانی نیست؛ ابوظبی در حال بازتعریف نقش منطقهای خود با در هم شکستن ساختارهای سنتی است:
- شوک به اوپک: خروج تاریخی امارات از اوپک، نتیجه مستقیم درگیری با عربستان بر سر سهمیههای تولید بود. امارات میخواهد پیش از پایان عصر نفت، حداکثر استخراج و درآمد را داشته باشد تا خرج پروژههای بلندپروازانه خود کند و دیگر حاضر نیست زیر سایه تصمیمات ریاض بماند.
- تکروی در اتحادیه عرب: امارات دیگر به اجماع عربی اهمیتی نمیدهد. اتحاد علنی با اسرائیل و پیشبرد سیاستهای کاملاً مستقل در شاخ آفریقا و یمن، نشان میدهد ابوظبی خود را نه یک عضو مطیع در اتحادیه عرب، بلکه یک «قدرت هژمونیک نوظهور» میداند که مسیر خودش را دیکته میکند.
۵. سنگ بزرگ؛ قمار روی لبه پرتگاه
بازی «هجینگ» به همان اندازه که سودآور است، مرگبار نیز هست. خطراتی که امارات را تهدید میکند عبارتند از:
۱. سیبل انتقام شدن: تبدیل شدن به پایگاه لجستیک و پدافند اسرائیل، امارات را از یک منطقه امن اقتصادی، به خط مقدم سیبل موشکی گروههای مقاومت و ایران تبدیل کرده است.
۲. فرار سرمایه: مدل اقتصادی امارات (توریسم، هاب مالی و ترانزیت) صد در صد وابسته به «امنیت شیشهای» است. شلیک حتی چند موشک به تاسیسات آبشیرینکن یا برجهای دبی، میتواند اقتصاد این کشور را دههها به عقب براند.
۳. خشم ریاض: شکاف عمیق با عربستان سعودی میتواند به یک جنگ سرد اقتصادی و ژئوپلیتیک در درون شورای همکاری خلیج فارس منجر شود.
سخن پایانی و سوالی برای اندیشیدن:
امارات با مهارت یک بندباز حرفهای در حال اجرای نمایش هجینگ است؛ اما طنابی که روی آن راه میرود هر روز باریکتر میشود. سوال استراتژیک امروز این نیست که آیا امارات متحد اسرائیل است یا خیر؛ سوال این است: آیا ابوظبی با این شرطبندیهای متناقض و پرریسک، در حال تضمین بقای خود در نظم جدید جهانی است، یا دارد زیرساختهای شیشهای خود را در مرکز یک طوفان بیرحم قرار میدهد؟